دمو دی تازه Y Combinator این بار حالوهوای متفاوتی داشت. اگر در دورههای قبل بیشتر با استارتاپهای نرمافزاری و ابزارهای رایج روبهرو بودیم، این دوره وزن قابل توجهی از تیمها به سمت دیپتک رفته بود؛ از زیرساختهای انرژی و مراکز داده گرفته تا شبکههای نوری و فناوریهای دفاعی.
طبق روال هر فصل، گروهی از سرمایهگذاران خطرپذیر مرحله اولیه از سوی رسانهها درباره جذابترین استارتاپهای این بچ نظر دادند؛ هم آنهایی که شخصاً رویشان حساب ویژه باز کردهاند و هم شرکتهایی که تقریباً همه دربارهشان صحبت میکردند. نتیجه، فهرستی از استارتاپهایی شد که دستکم توسط دو سرمایهگذار بهعنوان داغترین نامهای این دوره معرفی شدهاند.
به گفته یکی از سرمایهگذاران، فناوریهای حاضر در این بچ بیشتر شبیه داستانهای علمیتخیلی بودند. با این حال، نکته مهم این بود که ارزشگذاریها نسبت به بعضی دورههای اخیر، منطقیتر و واقعیتر به نظر میرسید.
چرا این بچ Y Combinator اینقدر سر و صدا کرده است؟
ترکیب این دوره نشان میدهد تمرکز بازار از اپلیکیشنهای صرفاً مصرفی، به سمت حل گلوگاههای بزرگ زیرساختی حرکت کرده است؛ جاهایی که کمبود انرژی، محدودیت پردازش، هزینه سنگین سختافزار و نیازهای ژئوپلیتیکی، فرصتهای تازهای ساختهاند.
- غلبه دیپتک: حضور پررنگ استارتاپهایی با فناوریهای پیچیده و مهندسیمحور
- تمرکز بر زیرساخت AI: از شبکهسازی نوری تا مراکز داده با مدلهای تازه تأمین انرژی
- نگاه واقعبینانهتر به ارزشگذاری: هیجان بالا، اما با قیمتگذاری متعادلتر
- ورود پررنگتر دفاع و انرژی: دو حوزهای که حالا توجه سرمایهگذاران را بیش از قبل جلب کردهاند
استارتاپهای داغ این دوره از نگاه سرمایهگذاران
Atomarine
چه میسازد؟ مراکز داده شناور روی دریا با تکیه بر انرژی هستهای
چرا مورد توجه قرار گرفته؟ برق برای مراکز داده به یک تنگنای جدی تبدیل شده و در بسیاری از مناطق، جوامع محلی هم با ساخت دیتاسنترهای جدید مخالفت میکنند. Atomarine میخواهد این کمبود را با استقرار مراکز داده روی بارجهای دریایی حل کند؛ جایی که آب دریا میتواند خنکسازی بسیار ارزانتری فراهم کند.
این استارتاپ را یک مهندس علوم کامپیوتر و مهندسی دریایی از MIT و یک دکترای مهندسی هستهای از MIT همبنیانگذاری کردهاند. برنامه شرکت این است که تا سال ۲۰۲۸ یک نمونه آزمایشی با سوخت گاز راهاندازی کند و سپس در ۲۰۳۲ به سراغ کشتیهای شناور با انرژی هستهای برود. ادعای Atomarine این است که از طریق نامههای اعلام تمایل، بیش از ۴ میلیارد دلار علاقه مشتریان را جذب کرده و همین پتانسیل درآمدی باعث شده یکی از گرانارزشترین استارتاپهای این دوره باشد.
Dipole Labs
چه میسازد؟ سختافزار شبکه نوری پرسرعت و کممصرف برای دیتاسنترهای هوش مصنوعی
چرا مورد توجه قرار گرفته؟ در خوشههای GPU، بخش زیادی از زمان پردازش عملاً صرف انتظار برای جابهجایی داده بین تراشهها میشود. در لایه شبکه، داده مدام بین نور و برق تبدیل میشود؛ فرایندی که هم انرژی زیادی مصرف میکند و هم گرمای زیادی تولید میکند.
Dipole Labs میگوید سوییچ نوریای ساخته که این تبدیل را حذف میکند تا داده بهجای رفتوبرگشت بین نور و الکتریسیته، مستقیماً در قالب نور به مقصد برسد. در بازاری که GPUها بسیار گران هستند و دیتاسنترها میخواهند از هر واحد پردازش بیشترین بهره را بگیرند، این مسئله دقیقاً روی یک درد واقعی دست گذاشته است.
Isengard
چه میسازد؟ پهپادهای تهاجمی و ضدپهپاد جتمحور که امکان تولید محلی دارند
چرا مورد توجه قرار گرفته؟ Isengard میخواهد پهپادهای جتمحور تهاجمی و رهگیر را مستقیماً در کشورهای متحد تولید انبوه کند؛ آن هم با هزینهای بسیار کمتر از پیمانکاران بزرگ دفاعی در آمریکا. این استارتاپ را یک افسر سابق ارتش استرالیا و یک کارآفرین حوزه دفاع همبنیانگذاری کردهاند؛ ترکیبی که برای بسیاری از سرمایهگذاران، هم از نظر فنی و هم از نظر اجرایی جذاب بوده است.
با توجه به متن ورودی، جزئیات دیگر فهرست کامل ۹ استارتاپ در دسترس نبود، اما همین سه نام بهخوبی نشان میدهند چرا این دوره بیش از همیشه بوی فناوریهای سنگین، زیرساختی و آیندهنگر میدهد.
الگوی مشترک بین این استارتاپها چیست؟
با کنار هم گذاشتن انتخابهای سرمایهگذاران، چند الگوی روشن دیده میشود:
- حل گلوگاههای واقعی: کمبود برق، هزینه پردازش، اتلاف انرژی و نیازهای دفاعی
- فناوری عمیق اما بازارمحور: ایدهها پیچیدهاند، اما روی مشکلاتی با مشتری واقعی سوار شدهاند
- بنیانگذاران تخصصی: تیمهایی با سابقه دانشگاهی یا عملیاتی جدی در حوزه خود
- پتانسیل قراردادهای بزرگ: از مراکز داده تا دفاع، بازارهای هدف کوچک نیستند
چرا سرمایهگذاران به این بچ خوشبین هستند؟
هیجان پیرامون این استارتاپها فقط به خاطر متفاوت بودن ایدهها نیست. سرمایهگذاران معمولاً زمانی جدیتر میشوند که یک فناوری هم مزیت فنی روشن داشته باشد، هم نیاز بازار را لمس کند و هم مسیر درآمدی قابل تصور داشته باشد. در این دوره، هر سه مؤلفه در چند شرکت بهوضوح دیده میشود.
از سوی دیگر، منطقیتر شدن ارزشگذاریها باعث شده این بچ برای VCها جذابتر باشد. یعنی برخلاف دورههایی که هیجان، قیمتها را از واقعیت جدا میکرد، این بار بسیاری از سرمایهگذاران احساس کردهاند میتوانند در شرکتهای آیندهدار با شرایط معقولتری وارد شوند.
جمعبندی
دمو دی اخیر Y Combinator بیش از هر چیز نشان داد که موج بعدی استارتاپهای پرسروصدا لزوماً از دل اپهای سبک و سرویسهای روزمره بیرون نمیآید. حالا توجهها به سمت تیمهایی رفته که میخواهند زیرساخت انرژی، ارتباطات دیتاسنترها و حتی صنایع دفاعی را از نو بازتعریف کنند. اگر همین مسیر ادامه پیدا کند، نامهای این دوره را احتمالاً در سالهای آینده بیشتر خواهیم شنید.
نظر، سوال یا تجربه خود را درباره این مطلب با سایر کاربران اوکالا به اشتراک بگذارید.